تا آمده ای بهار باز آمده است گلها قطار،قطار باز آمده است
ای یار بگو چاره این دل چکنم دلتنگی و انتظار باز آمده است
---------------------------------------------------------
با جامه یی سرخ از چمن می آیی چون آتش سرخ سوی من می آیی
یا عمر منی که بی خبر می گذری یا روح منی که در بدن می آیی
---------------------------------------------------------
از دیدن تو بی سر و بی جان گشته ام در محفل عشاق* میهمان گشته ام
از عطر بهار مهربان نگه ات باران باران ،شکوفه باران گشته ام
--------------------------------------------------------------------------
پ.ن۱:شبی تا صبح با صوفی علی ترک باشی نشستیم و از سوز دل و زخمه و دل صد پاره گفتیم و از خدا خواستیم آن شب می حلال باشد تا صبح
پ.ن۲:عکس به یاد علی ترک باشی یکی از آخریم کارا
نویسنده:RoNin